یکشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۸۸
سهشنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۸۷
سهشنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۷
مایکل سورکین و فلسطین اشغالی

Michael Sorkin received his architectural training at Harvard and MIT. Sorkin is currently a Professor of Architecture and Director of the graduate urban design program at New York's City College (CUNY). Previously, he was Professor of Urbanism and Director of the Institute of Urbanism at the Academy of Fine Arts in Vienna and has held professorships and visiting professorships at numerous schools of architecture including Columbia, Yale, Harvard, Cornell,
Sorkin has authored many articles in a wide range of both professional and general publications. He was the architecture critic of The Village Voice for 10 years. Currently a contributing editor for Architectural Record, I.D., and Metropolis. A few of his books include: 'Variations on A Theme Park', 'Exquisite Corpse', 'Local Code', 'Giving Ground' (edited with Joan Copjec), and 'Wiggle', a monograph of the Sorkin studio.
Sorkin is an outspoken supporter of politically leftist causes. In 2005, he edited Against the Wall, which compares Israel to Apartheid South Africa.
سهشنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۷
هجمونی بازار آزاد و راه نقد آن
پنجشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۷
مساله ای به نام حمل و نقل عمومی
حمل و نقل شاید یکی از مهمترین چالشهای کلانشهر تهران باشد که مسائلی نظیر آلودگی هوا , سر وصدا , آرامش روحی, ..همه به آن بستگی مستقیم دارند اما قبل از هر گونه نسخه پیچی در زمینه این مهم باید مجموعه ای از عوامل موثر بر و متاثر از این عنصر مورد بررسی قرار گیرند. از گونه های مختلف حمل و نقل گرفته (مترو, اتوبوس, مونوریل, تاکسی , مینی بوس و ..) تا ساختار فضایی شهر , تراکم جمعیت , مراکز و ایستگاههای شهری , نوع سوخت (بنزین, گاز,..) و تاثیر آنها بر قیمت زمین, مالیاتهای شهری , پدیده جنتریفیکیشن (رانده شدن اقشار کم درآمدبواسطه افزایش قیمت زمین) و ...
ازدهی کمتری نسبت به شهرهای تک مرکزی ناحیه اقتصادی مشخص (C.B.D.) و پرتراکم داراست.
وزه های تحت نفوذ این کلانشهر است. چهارشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۷
ریخت شناسی شهری

سهشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۷
رویای برج
برج....ای برج .... مسافر پرسیدفایده تو چیست؟ در این برهوت ....مسلما تو را بیهوده بر نیافراشته اند....
بیهوده .....نمی دانم....
خوانده ام که معماری ایرانی از ویژگیهایش یکی هم اینست که از بیهودگی پرهیز می کند.
آری حتما برای تو هم عملکردی باید باشد
عملکرد... برج زمزمه کرد....
آری عملکرد مطمئنم سازنده تو تو را برای این ساخته تا مسافران راه گم کرده را راهنما باشی...شاید هم برای رصد ستاره ها از تو استفاده می کرده اند و یا آرامگاه شخص صاحب نامی را جاودانه کرده ای
برج سکوت کرد......مسافر به راه افتاد و در افق ناپدید شد
توی یک صحرای دور یه برج پیر و کهنه بود
یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق کبوتری تا برج کهنه پرگشود
برج تنها سرپناه خستگی شد
مهربونیش مرهم شکستگی شد
اما این حادثه برج و کبوتر
قصه فاجعه دلبستگی شد
اول قصمونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاقو ته چشم برج ندید
عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده روندید
هی پرنده من ای مسافر من
من همون پوسیده تنهانشینم
هجرت تو هر چی بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم
راز پروازو فقط تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
آخر قصمونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
ادامه مطلب پدیدارشناسی
یکشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۷
حس مکان و طراحی شهری
به عبارتی این استفاده و از آن خود سازیappropriation کاربران (چه بواسطه استفاده ای که از فضا می کنند و چه بواسطه معنایی که به فضا الصاق ascribe می کنند) است که یک فضای شهری را به مکان تبدیل می کنند. حس مکانsense of place واژه دیگری است که به اعتقاد هیدن Hayden به اندازه مکان مبهم است که گاه از جایگاه نوعی مفهومی زیبایی شناسانه و گاه از منظرشخصیتی که یک مکان location داراست تعریف شده. مکان همچنین در برخی دوره های تاریخی بر نوعی مالکیت یک گروه یا طبقه خاص بر قطعه ای از فضا یا زمین دلالت داشته. تفاوت بین دو واژه house و home را می توان از این منظر تعریف کرد. House دلالت بر فضای زندگی به مثابه نوعی کالا و ساختمان می کند حال آنکه home مفهومی شخصی شده تر و گاها به جای واژه مکان نیز می نشیند.
حال سوالی که می تواند مطرح شود این است که اگر ویژگیهای یک مکان در تصورات خاطرات و احساساتی که کاربران به یک فضا الصاق می کنند و نتیجتا می توان به اندازه کاربران مکان داشته باشیم چه مابه ازایی برای طراحان شهری باقی خواهد ماند و اصولا آیا طراحان و برنامه ریزان شهری در جایگاهی هستند که بتوانند کیفیاتی اینچنینی را باز تولید کنند یا به قول معروف به مکان سازی place-making دست بزنند. آیا می توان قائل به وجود چیزی به اسم نا مکان یا آنچه Relph رلف placelessness –نامکانیت می نامد شد؟
از منظر تئوری فضایی لفور یا جغرافی دانان نئومارکسیستی چون هاروی و کاستلز منطق بازار آزاد یا سرمایه داری با رویکردشان به فضا به عنوان کالای تجاری در خدمت انباشت سرمایه capital accumulation به تولید فضاهای شهری عمومی و جذابیت های توریستی و حومه های مسکونی به عنوان ساز و کار این منطق می پردازند غافل از اینکه در دل خود نوعی آنتی تز را می پرورند و آن هم مقاومت ساکنین این حومه ها و کاربران در برابر تغییر و دخل و تصرف در حوزه زندگی و فضاهای که به نوعی به آنها هویتی خاص و احساس تعلق می بخشند می باشد.
کاستلز از دو واژه فضای جریان و فضای مکان space of flow and space of place برای اشاره به این تضاد درونی استفاده می کند. Space of flow را می توان به مثابه دالانهایی (کریدور) دانست که اطلاعات سرمایه و مسافرین را از جایی به جای دیگر و از مکانی به مکانی دیگر منتقل می کند. فرودگاهها, بزرگراها, ترمینالها, مالها و مراکز خرید, پارکینگها, کارخانجات, دیزنی لند ها, برجهای تجاری و ...و آنچه در مجموع رم کول هاوس از آن با عنوان شهر جنریک نام می برد به نوعی نماینده چنین نامکانهایی هستند.
تعلق به مکان یا place attachment از دیگر واژه هایست که همراه با حس مکان امروزه وارد ادبیات رشته های مختلف شده. روانشناسان محیطی تعلق به مکان را حاصل نوعی فرایند روانشناسانه می دانند که هم نوعی پاسخ بیولوژیک به محیط اطراف از طریق حواس پنجگانه را شامل می شود و هم نوعی تولید فرهنگی است که در ارتباط شخص با محیط فیزیکی و نیز روابطش با دیگر کاربران فضا و اعضای اجتماعات مختلف شکل می گیرد.
از دیگر حوزه های که با مفهوم مکان سر وکار دارند می توان به مطالعات مناظر فرهنگی اشاره کرد که هنوزاز اقبال لازم در سیستم آموزشی مطالعات شهری کشورمان برخوردار نگشته اند. مناظر فرهنگی که از محیطهای طبیعی و انسان ساخت تشکیل یافته اند به اعتقاد هیدن معانی به مراتب خاص تری از مکان را در بر می گیرند اما در مطالعات اولیه این حوزه نیزتوجه کافی به ابعاد سیاسی مکان نشده است.
اما آیا یک مکان می تواند تحت تاثیر فضاهای یکجورساز جریان به نامکان تبدیل شود؟
به اعتقاد برخی به جای استفاده از واژه هایی چون نا-مکان یا برهوت شهری شاید بهتر باشد از واژه مکان بد استفاده کرد چون به هر حال نا مکان ها نیز کیفیات خاص خود را دارا هستند. به علاوه منطق بازار آزاد بهترین مکانها را هم می تواند تهدید کند. منحصر به فرد ترین مکانهای شهری و جذابیت های توریستی از آبشار نیاگارا گرفته تا میدان نقش جهان و ماسوله و ابیانه... نیز می توانند به صورت فضاهای قابل مصرف بسته بندی شده و در صنعت توریسم مضمحل شوند. اینجاست که واژه Authenticity یا آنچه از آن به اصالت تعبیر می شود اهمیت شایانی می یابد. مفهومی که تفاوت میان تجربه بکر و اصیل یک مکان را از تجربه بازتولید شده و مصنوعی اش متمایز می کند. آنچه تجربه دیدن برج ایفل را از مدل بازسازی شده اش در لاس وگاس یا تجربه مواجه با عظمت و والایی sublime یک گراند کانیون را در صبحی دل انگیز از تجربه دیدن این منظر طبیعی در قالب تورهای توریستی و توضیحات کسل کننده مسئول تور متمایز می کند!
Altman, I. and Setha M. Low. (1992). Place attachment. New York: Plenum Press.
Hayden, D. (1995). The power of place: urban landscapes as public history. Cambridge: MIT Press.
Relph, E. C. (1976). Place and placelessness. London: Pion.
چهارشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۷
طرح یک سوال : پدیدارشناسی , نخبه گرا یا پوپولیست
یکشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۸۷
پنجشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۷
معماری به مثابه قدرت-2
از موضوعاتی که به لطف این پستهای کوتاه اخیر صرفا تلاش می کنم تا از یادشان نبرم تا سر فرصت به کند و کاو علمی ترشان بپردازم یکی هم همین سیاسی بودن معماری و طراحی شهری است که به نظر امری ناگزیر می رسد. چه این سیاسی بودن توام با تولید معماری باشد و چه بازتولیدش به واسطه رسانه از تصویر و جعبه جادو گرفته تا نوشته ها و حرفهای کوچه و بازار.
سخن می گوید. اگر در شهری مذهبی-تاریخی مثل مشهد این مجموعه ای زیارتی مذهبی و گنبد طلایی رنگ است که بر دل شهر می نشیند در شهر کاپیتالیستی چون نیویورک این آسمانخراشهای شرکتهای قدر قدرت و غولهای تجاری اند که شکوه و سرمایه بانیانشان را به رخ شهروندان شهر می کشانند. پایین امدن برجهای دو قلوی نیویورک به وضوح پرده ای دیگر از این گفتمان قدرت را به نمایش گذاشت و با برگزاری مسابقه طراحی برجهای جدید این گفتمان همچنان ادامه می یابد.
مدارا بگذارد. می گذاشت موزه جنگ یا هر چیز دیگری. به این فضاها و فرمها نظری بیاندازید و
اگر نشانه ای از مفهوم مدارا در آنها دیدید ما را هم خبر کنید.
سهشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۷
زشت ترین ساختمانهای دنیا طبق نظر مردم
جهت اطلاع
صرفا جهت اطلاع
نماینده ای از دانشگاه ملبورن با نام Pauline Nunan
به همراه دکتر عباس رجبی فرد جهت ارتقاء ارتباطات علمی , جذب دانشجو و احتمالا ارائه بورس عازم تهران هستند. در صورت تمایل می توانید در تاریخهای ذکر شده با ایشان تماس گرفته و اطلاعات کسب نمایید.
Melbourne University-Iran Visit for education
November 2008

پنجشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۷
یکشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۷
در زندگی روزمره moment کلیپ هفته- آن
به زندگی روزمره فکر کنید. چه چیز این روزمرگی را شکل می دهد. تکرار؟ آیا تنوع و جریان زندگی روزمره هم بخشی از روزمرگی اش است. چه بخشهایی از زندگی قابل تکفیک از زندگی روزمره اند؟ در واقع روزمره نیستند بدیع اند برای هر یک از ما تنها چند بار اتفاق می افتند یا اگر هم ریتم دارند ریتمی به مراتب غیر قابل پیش بینی تر دارند مثل جشن ها یا اتفاقات. به قول حافظ آن یا به قول لوفبر مامنت. آیا زیبایی زندگی را این آنها می سازند یا آن روزمرگی؟
جمعه، مهر ۱۲، ۱۳۸۷
در جستجوی فضاهای فراموش شده

اطلاعات مختلفی که هر یک از ما ممکن است در صندوقچه های تنهایی مان انبار کرده باشیم .هر چند بزرگان زیادی همچون مهندس کامران صفامنش , خانم دکتر مینا معرفت , خانم مهوش عالمی , کاتوزیان , .......
روی این بناها کار کرده اند اما به دلایل مختلفی چون عدم وجود فرهنگ تحقیق گروهی , در دسترس نبودن برخی از این افراد , مشکل کار تحقیق و مستند سازی در ایران امیدوارم این ارتباطات بتواند مجموعه این اطلاعات سرگردان و بی خانمان را به هم گره زده و پرده از رازهای سر به مهر آنچه بر معماری این دوران و کسانی که در آنها زیسته اند رفته را بردارد.
پی نوشت
این نوشته تنها یک مقدمه است.
پلانها از پایان نامه دکتری خانم معرفت با عنوان
Building to power: Architecture of Tehran 1921-1941
گرفته شده.
عکسها نیز مربوط به خانه ایست متعلق به دکتر شیرازیان در خیابان تخت جمشید (طالقانی)- تقاطع پل حافظ که امروز جای آن را ساختمان چند طبقه اداری گرفته است. ساختمان درحال احداث وزارت نفت در پس زمینه تصویر دیده می شود. شایسته است از فرزند دکتر شیرازیان خانم لیلا شیرازیان که این عکسها را در اختیار من قرار دادند همینجا مراتب تشکرو قدردانی را به جا آورم.
جمعه، مهر ۰۵، ۱۳۸۷
پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۷
کلیپ هفته. اگر دی سرتو فیلمساز بود
شنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۷
به جستجوی تو ای هشتی
به جستجوي تو
بر درگاه کوه مي گريم
در آستانه دريا و علف
به جستجوي تو ای تندیس و ای مظهر مدرنیته در سنت , ای سنت مدرن i
به جستجوی تو در معبر بادها مي گريم
تویی که حضورت اما چشم دل می خواهد ii
و اندکی یاری زمین کاو iii
تویی که گرد سنتت برهر اقلیمی کیمیاست و حضورت بی خداترین سایتها را نیز اسلامی می کند.
به هر کجا نگرستیم نقشی از حضور تو دیدم
حتی در پرت افتاده ترین واحه ها آنجا که هندسه شلخته خانه ها باید از خجالت تو آب شوند
عهد می بندم تا روزی شهری بسازم و باره اش را به شمایلت مزین کنم
تا دیگر هیچ نقش بیگانه ای گستاخی حضور در آن شهر را نیابد.
i یا به قولی ری تردیشنالایزیشن !!
ii یا شاید هم چشم پرنده
iii همون گوگل ارف
تمام تصاویر از شهر مشهد و حومه های آن برداشت شده است.





