پنجشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۶

جمعه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۶

استعاره لاک پشتی







































این هفته درگیر نوشتن چند مقاله بودم و فرصت نشد پست جدیدی بنویسم. یک مقاله برای کنفرانس توسعه حرم امام رضا (ع) در مشهد و پروژه ای که گویا قرار است شانه به شانه کارهای هوسمان در پاریس یک قرن پیش بزند. شهرداری و نهادهای وابسته می خواهند هشت بولوار را از دل بافت اطراف حرم بتراشند تا مجموعه حرم را از هر طرف به رخ زائران بکشند. به هر حال فکر کنم در شماره آتی هفت شهر چاپ شود.

یک مقاله هم برای کنفرانسی در تونس که با همکاری مرکز مطالعات معماری مناطق عربی برگزار شده است و موضوع کنفرانس مباحثی چون تاثیر جهانی شدن بر مکانهای بومی اعم از معماری , زندگی روزمره و ..را در بر می گیرد.

اما داستان این ساختمانی که اینجا می بینید. خوب این ساختمان را من هر موقع که از درب غربی پردیس دانشگاه ملبورن رد می شدم می دیدم و فرم و مصالحی که در آن بکار رفته بود برایم جالب بود. اما هیچ وقت به این فکر نمی
کردم که شکل ساختمان تداعی کننده چیز خاصی باشد تا اینکه پی بردم که در طراحی این ساختمان از فرم لاک
پشتهای آبی الهام گرفته. کاربری ساختمان آموزشی و توسعه دانشکده منابع طبیعی می باشد که توسط شرکت لایونز طراحی شده است. این شرکت کارهای معتبر دیگری را نیز در سطح استرالیا انجام داده که از جمله آنها موسسه تحقیقات پزشکی دانشگاه ANU کانبراست. فکر می کنم در این ساختمان نیز تیم طراحی از فرم دی.ان.ای یا چیزهایی نظیر آن الهام گرفته باشند.

برداشت صوری یا استفاده از استعاره های فرمال چیز جدیدی در معماری نیست اما موضوع مهم در این نوع رویکرد نحوه استفاده , نوع استعاره ها (فضایی , فرمی , روایی ..) و غلظت با به عبارتی صراحت زبان استعاره است. چیزی که در ادبیات هم منجر به تمایز میان شعرهای با ارزش با فاقد ارزش می شود.

در برداشت صوری دو موضوع مطرح است: تا چه حد فرم ساختمان با موضوع مورد برداشت شباهت صوری دارد .به عبارتی فرم اولیه چند مرحله رقیق شده تا به فرم نهایی که یک ساختمان است تبدیل شود. این رقیق شدگی تا حدی کمک می کند تا فرمهای معماری از خطر اشاره مستقیم یا برداشت ابتدایی نجات یابند. به عبارتی زمینه را برای برداشتهای متفاوت فراهم می کنند و حالتی بینا بینی از نه این و نه آن ایجاد می کنند. نمونه اش همین ساختمان تصویر شده است که شما بوضوح فرم لاک پشت را نمی بینید. به عبارتی لاک پشت هم آنجا هست و هم نیست. همین نمونه را با ساختمان دکه سوسیس فروشی شبیه سوسیس مقایسه کنید.

مساله دوم میزان ارتباط خود فرم اولیه مورد تقلید با کاربری ساختمان و مفاهیمی است که به ذهن بیننده و کاربر بنا تداعی می شوند. لاک پشت در نمونه قبلی به صراحت سوسیس به کاربری بنا اشاره نمی کند. لاک پشت می تواند نماد چیزهای زیادی باشد اما بیش از هر چیز ما را به یاد مباحث زیست محیطی و گونه های در معرض انقراض و .. قرار می دهد. به علاوه رابطه ای ظریف با زمینه اش یعنی استرالیا دارد. جزیره ای که مامن گونه های جانوری دریایی مختلف است. مثال دیگر ساختمان اپرای سیدنی است که فرمش تداعی گر چیزهایی نظیر بادبان , صدف و ..است ولی هیچ یک از این استعارات لزوما ارتباط مستقیمی با موسیقی یا کاربری بنا به عنوان یک سالن کنسرت ندارند. کلیسایی که لوکوربوزیه با الهام از کلاه اسقف ها طراحی کرده بود یک مرحله جلوتر می رود چرا که رابطه ای ملموس تر میان کاربری و فرم مورد اشاره ایجاد می کند.
































چهارشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۶








جامعه مالزی از سه نژاد عمده تشکیل شده است. مالایی ها , چینی ها و هندی ها. با اینکه هر یک از این اقوام دارای فرهنگ و مذاهب متفاوتی هستند اما همنشینی و تبادلات تاریخی آنها منجر به نوعی همزیستی مسالمت آمیز میان این سه نژاد شده است که بستر مناسبت تری را برای پدیده چند-فرهنگی بودن که از مختصات شهر جهانی است ایجاد کرده است.

کوالالامپور , شهری که از همنشینی تفاوتها ساخته شده .کوالالامپور شهری است که جامه ای نو به تن کرده است تا پرستیژ لازم را برای عنوان شهر جهانی کسب کند. ساختمانهایی که چه تحت سیاستهای نوسازی ماهاتمیر محمد شکل گرفته اند تا سمبول مالزی نو و توانا را به رخ جهانیان بکشند و چه نتیجه پیوستن به اقتصاد جهانی اند. کوالالامپور مدرن به نظر می رسد. وسایل حمل و نقل عمومی متنوع , فضاهای سبز وسیع و برجهای بلند و مدرنی که به نظر بیشتر گویی برای این ساخته شده اند تا فریاد بزنند " ما هم می توانیم."

برج های دو قلوی پتروناس –طرح سزار پلی که به عنوان سمبول شهر و مالزی شناخته شده اند بیشتر برای ایجاد تصویر شهری جهانی ساخته شده اند . شاید شرکت پتروناس نیازی هم به این همه طبقات اداری نداشت. به علاوه مجموعه پتروناس از طرفی دفاتر اداری شرکتی پتروناس در خود جای می دهد و از طرف دیگر فضاهایی عمومی را در داخل مجموعه و نیز فضای سبز پشت ساختمان در اختیار مردم قرار می دهد. گویی همنشینی کارکردهای اداری -تجاری و تفریحی این مجموعه سعی دارند تا ا با باز کردن مجموعه به روی عموم و اختصاص زمین وسیعی که نقش حیاط پشتی این مجموعه را بازی می کند به پارک عمومی اندکی چهره مغرور این دو برج را که سمبل اقتصاد کاپیتالیستی , سرمایه و شرکتهای خصوصی است را قابل تحمل تر کنند. جریانات روزمره درون این مجموعه نیز خود چیزهایی زیادی را نقل می کند. مقیاسی کوچک از جامعه مالزی. نزادهای سه گانه که به وضوح در خیل جمعیت قابل تشخیص اند و نیز جامعه میهمان یا توریستها. زنان مالایی از روی مقنعه هایی که فقط گردی صورتشان را نمایان می کنند و لباسهای بلند رنگارنگ , چینی ها از چهره اما بخصوص از بدنهای نپوشیده ترشان وهندی ها هم که نیازی به پوشش خاصی برای تشخیص ندارند. عربها , استرالیایی ها و ایرانی ها از جمله توریستهای هستند که به راحتی قابل تشخیص بودند...
نکته جالب تضاد شدید بین پوشش مردان و زنان عرب بود. در حالیکه مردان از پوشیدن شلوارک , تی-شرتهای آرم دار و عینکهای ریبون ابایی نداشتند زنان شان بلا استثنا همه یک لباس داشتند. پارچه ای مشکی که فقط دو چشم از ما بین آنها پیدا بود.

علی رغم ظاهر مدرن و به روز شهر زندگی روزمره در شهر هنوز از تضادها وتجربه هایی سخن می گفت که جامعه مالایی با آنها دست به گریبان است. علی رغم فضاهای سخاوتمندانه درون مجموعه پتروناس به زحمت می شود جایی را برای نشستن در این مجموعه یافت. گویا این فضا ها ساخته شده اند تا بیشترکالا های مختلف را به نمایش بگذارند. برای نشستن تنها راه خرید است. تنها بهانه ای که می شود لختی روی صندلی رستوران یا بستنی فروشی نشست . این برجها به نظر من اگر هیچ کاربری هم نداشتند یک کاربری را خیلی خوب ایفا کرده اند.
self-satisfaction
مالایی ها گویا هنوز از هیجان داشتن برجهای پتروناس به عنوان موفقیتی ملی سرخوش اند

توریستها اما گویا بیشتر به چشم قطعاتی که باید فرایند توسعه اقتصادی مالزی را تسریع ببخشند دیده شده اند تا تبادل فرهنگی و..