سه‌شنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۷

زشت ترین ساختمانهای دنیا طبق نظر مردم

اینجا را ببینید. آدم را به فکر وا می دارد. بخصوص که معماران صاحب نامی چون ریچارد راجرز , آی ام پی و مایکل گریوز هم در این لیست هستند.

جهت اطلاع

صرفا جهت اطلاع

نماینده ای از دانشگاه ملبورن با نام Pauline Nunan

به همراه دکتر عباس رجبی فرد جهت ارتقاء ارتباطات علمی , جذب دانشجو و احتمالا ارائه بورس عازم تهران هستند. در صورت تمایل می توانید در تاریخهای ذکر شده با ایشان تماس گرفته و اطلاعات کسب نمایید.

Melbourne University-Iran Visit for education

November 2008


پنجشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۷

یکشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۷

در زندگی روزمره moment کلیپ هفته- آن




به زندگی روزمره فکر کنید. چه چیز این روزمرگی را شکل می دهد. تکرار؟ آیا تنوع و جریان زندگی روزمره هم بخشی از روزمرگی اش است. چه بخشهایی از زندگی قابل تکفیک از زندگی روزمره اند؟ در واقع روزمره نیستند بدیع اند برای هر یک از ما تنها چند بار اتفاق می افتند یا اگر هم ریتم دارند ریتمی به مراتب غیر قابل پیش بینی تر دارند مثل جشن ها یا اتفاقات. به قول حافظ آن یا به قول لوفبر مامنت. آیا زیبایی زندگی را این آنها می سازند یا آن روزمرگی؟

گروهی که به الهام از لوفبر به ایجاد تئوری "آن" ها دست زدند به Situationist ها معروف اند هر چند که لوفبر بعدها از آنها کناره گرفت اما بررسی اینکه چطور استعمار زندگی روزمره به دست نیروهای مختلف اقتصادی , اجتماعی چنین بازخوردهایی را موجب می شود (شبیه حرکت داداها -1916در اعتراض به خشونت جنگ و سنت دیرینه فلسفه عقلانیت) جالب است. توضیح اینکه چنین حرکات هنری-سیاسی چه ارتباطی به معماری و شهرسازی می تواند داشته باشد در حوصله این مطلب نیست اما بد نیست اشاره کنیم که فعالیتهای این گروه بین سالهای 1953تا 1960 به ایجاد آنچه Unitary urbanism نامیده می شود نیز منجر شد. بعلاوه وقتی فیلسوف فرانسوی Alain De Botton کتابی در مورد ارتباط معماری و خوشحالی می نویسد ارتباط دادن آن های زندگی روزمره به شهر و معماری چندان دور از ذهن نیست.

قرار نبود اینقدر سخن به درازا بکشد چون می خواستم یکی از این آنهای زندگی روزمره را در این فیلم Julio Medem
که دیدنش هر بار اشک به چشم آدم می آورد ببینید.

جمعه، مهر ۱۲، ۱۳۸۷

در جستجوی فضاهای فراموش شده







بختیار لطفی در پست جدیدش موضوع جالبی را مطرح کرده که شاید دغدغه ذهنی بسیاری از دوستان نیز باشد. معماری دوران پهلوی و بخصوص معماری مسکونی که غبارزمان رفته رفته می رود تا چهره آنها را مخدوش تر و شناخت آنها را دشوار تر نماید. هر چند ناصر فکوهی ساخت و سازهای دهه 1960 به بعد در تهران را معماری کم مایه ومحصول دلارهای نفتی می داند این امر قابل تعمیم به تمامی بناهای ساخته شده در این برهه زمانی نمی تواند باشد. این نقشه ها و تصاویر مقدمه ایست بر فراخوانی برای هم اندیشی و در میان گذاشتن نظرات , اسناد و اطلاعات مختلفی که هر یک از ما ممکن است در صندوقچه های تنهایی مان انبار کرده باشیم .

هر چند بزرگان زیادی همچون مهندس کامران صفامنش , خانم دکتر مینا معرفت , خانم مهوش عالمی , کاتوزیان , .......
روی این بناها کار کرده اند اما به دلایل مختلفی چون عدم وجود فرهنگ تحقیق گروهی , در دسترس نبودن برخی از این افراد , مشکل کار تحقیق و مستند سازی در ایران امیدوارم این ارتباطات بتواند مجموعه این اطلاعات سرگردان و بی خانمان را به هم گره زده و پرده از رازهای سر به مهر آنچه بر معماری این دوران و کسانی که در آنها زیسته اند رفته را بردارد.

پی نوشت
این نوشته تنها یک مقدمه است.
پلانها از پایان نامه دکتری خانم معرفت با عنوان
Building to power: Architecture of Tehran 1921-1941
گرفته شده.
عکسها نیز مربوط به خانه ایست متعلق به دکتر شیرازیان در خیابان تخت جمشید (طالقانی)- تقاطع پل حافظ که امروز جای آن را ساختمان چند طبقه اداری گرفته است. ساختمان درحال احداث وزارت نفت در پس زمینه تصویر دیده می شود. شایسته است از فرزند دکتر شیرازیان خانم لیلا شیرازیان که این عکسها را در اختیار من قرار دادند همینجا مراتب تشکرو قدردانی را به جا آورم.